فرهنگ آریان‌پور

کردن - بزرگ -

#۱۵۶٬۹۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

gross

ناخالص، فاهش، درشت، قراص، بزرگ، ستبر، عمده، زمخت، درشت بافت، زشت، شرم آور، ضخیم، بى تربیت، وحشى، توده، انبوه، وزن سرجمع چیزى (با ظرف و غیره در مقابل net یعنى وزن خالص)، جمع کل، بزرگ کردن، جمع کردن، زمخت کردن، کلفت کردن، به صورت سود ناویژه به دست آوردن

۲

heave

(past: heaved, hove ; past participle: heaved, hove) ـ بلند کردن، کشیدن، بزرگ کردن، جابجا کردن، باد کردن، تقلا کردن

۳

dilate

اتساع دادن، گشاد کردن، بزرگ کردن

۴

amplify

تقویت کردن، وسعت دادن، بزرگ کردن، مفصل کردن، مفصل گفتن یا نوشتن، (برق) افزودن، بالا بردن، بزرگ شدن، تقویت کردن (صدا)

۵

distend

باد کردن، بزرگ کردن، متورم شدن

۶

enlarge

بزرگ کردن، با تفصیل شرح دادن، توسعه دادن، وسیع کردن، بسط دادن

۷

magnify

درشت کردن، زیر ذربین بزرگ کردن، بزرگ کردن

۸

nurture

پرورش، تربیت، تغذیه، غذا، بزرگ کردن (کودک)، بار آوردن بچه، پروردن

۹

aggrandize

بزرگ کردن، افزودن