فرهنگ آریانپور
کردن - برقرار -
#۱۵۶٬۹۸۹
appoint
تعیین کردن، برقرار کردن، منصوب کردن، گماشتن، واداشتن
instate
گماشتن، برقرار کردن، منصوب نمودن، گذاردن
establish
تاسیس کردن، دایر کردن، بنا نهادن، برپا کردن، ساختن، برقرار کردن، تصدیق کردن، تصفیه کردن، کسى را به مقامى گماردن، شهرت یا مقامى کسب کردن
institute
انجمن علمى، بنگاه فرهنگى، بنیاد گذاشتن، بنیاد نهادن، برقرار کردن، تاسیس کردن، موسسه، بنداد، بنگاه، بنیاد، انجمن، هیئت شورا، فرمان، اصل قانونى، مقررات