فرهنگ آریانپور
کردن - برجسته -
#۱۵۶٬۹۸۱
snarl
تله، کمند، گره، گرفتارى، گوریدگى، شوریدگى، بغرنجى، برجسته کردن، نمودار کردن، بغرنج کردن، دندان قروچه کردن، غرولند کردن، خشمگین ساختن، گره خوردن
emboss
پوشاندن، اندودن، مزین کردن، پرجلوه ساختن، برجسته کردن
signalize
برجسته کردن، علم (alam) کردن، مشهود کردن