فرهنگ آریان‌پور

کردن - برجسته -

#۱۵۶٬۹۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

snarl

تله، کمند، گره، گرفتارى، گوریدگى، شوریدگى، بغرنجى، برجسته کردن، نمودار کردن، بغرنج کردن، دندان قروچه کردن، غرولند کردن، خشمگین ساختن، گره خوردن

۲

emboss

پوشاندن، اندودن، مزین کردن، پرجلوه ساختن، برجسته کردن

۳

signalize

برجسته کردن، علم (alam) کردن، مشهود کردن