فرهنگ آریان‌پور

کردن - برابر -

#۱۵۶٬۹۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

equate

برابر کردن، برابر گرفتن، مساوى پنداشتن، معادله ساختن، یکسان فرض کردن

۲

balance

ترازو، میزان، تراز، موازنه، تتمه حساب، برابر کردن، موازنه کردن، توازن، تعادل، مانده، متعادل کردن

۳

compare

مقایسه کردن، برابر کردن، با هم سنجیدن

۴

eualize

برابر کردن، مساوى کردن، مانند کردن

۵

contrast

هم سنجى، مغایرت، برابر کردن، تباین، مقابله، تقابل، کنتراست، مقایسه کردن

۶

equalize

برابر کردن، مساوى کردن، مانند کردن، یکسان کردن

۷

parallel

موازى همز مان، موازى، متوازى، (مجازى) برابر، خط موازى، موازى کردن، برابر کردن

۸

equalization

تساوى، برابرى، برابر کردن

۹

level out

برابر کردن، یکنواخت کردن