فرهنگ آریانپور
کردن - برابر -
#۱۵۶٬۹۷۲
equate
برابر کردن، برابر گرفتن، مساوى پنداشتن، معادله ساختن، یکسان فرض کردن
balance
ترازو، میزان، تراز، موازنه، تتمه حساب، برابر کردن، موازنه کردن، توازن، تعادل، مانده، متعادل کردن
compare
مقایسه کردن، برابر کردن، با هم سنجیدن
eualize
برابر کردن، مساوى کردن، مانند کردن
contrast
هم سنجى، مغایرت، برابر کردن، تباین، مقابله، تقابل، کنتراست، مقایسه کردن
equalize
برابر کردن، مساوى کردن، مانند کردن، یکسان کردن
parallel
موازى همز مان، موازى، متوازى، (مجازى) برابر، خط موازى، موازى کردن، برابر کردن
equalization
تساوى، برابرى، برابر کردن
level out
برابر کردن، یکنواخت کردن