فرهنگ آریانپور
کردن - بدتر -
#۱۵۶٬۹۵۵
worsen
بدتر کردن، بدتر جلوه دادن
embitter
تلخ کردن، ناگوار کردن، بدتر کردن
imbitter
(embitter =) ـ تلخ کردن، ناگوار کردن، بدتر کردن
aggravate
بدتر کردن، اضافه کردن، خشمگین کردن
exacerbate
بدتر کردن، تشدید کردن، برانگیختن
exasperate
خشمگین کردن، از جا در بردن، اوقات تلخى کردن کردن، برانگیختن، بدتر کردن، تشدید کردن، خشمگین
deteriorate
بدتر کردن، خراب کردن، روبزوال گذاشتن