فرهنگ آریانپور
کردن - بدبو -
#۱۵۶٬۹۵۴
fug
بدبو کردن، متعفن شدن، بوى نا دادن
stink
(past: stank, stunk ; past participle: stunk) ـ تعفن، گند، بوى بد دادن، بدبو کردن، تعفن داشتن، بد بودن
#۱۵۶٬۹۵۴
بدبو کردن، متعفن شدن، بوى نا دادن
(past: stank, stunk ; past participle: stunk) ـ تعفن، گند، بوى بد دادن، بدبو کردن، تعفن داشتن، بد بودن