فرهنگ آریان‌پور

کردن - باطل -

#۱۵۶٬۹۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

annul

لغو کردن، باطل کردن، خنثى کردن

۲

frank

رک گو، بى پرده حرف زن، رک، بى پرده، صریح، نیرومند، مجانى، چپانیدن، پر کردن، اجازه عبور دادن، مجانا فرستادن، معاف کردن، مهر زدن، باطل کردن، مصون ساختن

۳

cancel

فسخ کردن، لغو کردن، باطل کردن

۴

abrogate

منسوخ، از میان برده، ملغى، از میان بردن، باطل کردن، منسوخ کردن، لغو کردن

۵

derogate

باطل کردن، فسخ کردن (قسمتى از چیزى را)، کسر کردن، تخفیف دادن، کاستن، عمل موهن انجام دادن

۶

disannul

لغو کردن، فسخ کردن، باطل کردن

۷

dispense

توزیع کردن، معاف کردن، بخشیدن، باطل کردن

۸

frustrate

خنثى کردن، هیچ کردن، باطل کردن، ناامید کردن، فکر کسى را خراب کردن، فاسدشدن

۹

invalidate

بى اعتبار کردن، باطل کردن، (invalid) ناتوان کردن، علیل کردن