فرهنگ آریان‌پور

کردن - بازی -

#۱۵۶٬۹۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

act

کنش، فعل، کردار، عمل، کار، حقیقت، امر مسلم، فرمان قانون، تصویب نامه، اعلامیه، (حقوق) سند، پیمان، رساله، سرگذشت، پرده ى نمایش (مثل پرده ى اول) ـ کنش کردن، کار کردن، عمل کردن، جان دادن، روح دادن، برانگیختن، رفتار کردن، اثر کردن، بازى کردن، نمایش دادن

۲

toy

اسباب بازى، سرگرمى، بازیچه، عروسک، بازى کردن، ور رفتن

۳

move

جنبیدن، لولیدن، تکان دادن، حرکت دادن، به جنبش درآوردن، بازى کردن، متاثر ساختن، جنبش، تکان، حرکت، اقدام، (در بازى) نوبت حرکت یا بازى، به حرکت انداختن، وادار کردن، تحریک کردن، پیشنهاد کردن، تغییر مکان، حرکت کردن، نقل مکان

۴

play

بازى، نواختن ساز و غیره، سرگرمى مخصوص، تفریح، بازى کردن، تفریح کردن، ساز زدن، آلت موسیقى نواختن، زدن، رل بازى کردن، روى صحنه ى نمایش ظاهرشدن، نمایش، نمایشنامه

۵

sport

ورزش، سرگرمى، بازى، شوخى، تفریحى، شکار و ماهیگرى و امثال آن، آلت بازى، بازیچه، سرگرم کردن، نمایش تفریحى، بازى کردن، پوشیدن و به رخ دیگران کشیدن ورزش و تفریح کردن

۶

disport

خوشى کردن، حرکات نشاط انگیز کردن، بازى کردن، تفریح کردن، تفریح

۷

perform

انجام دادن، کردن، بجا آوردن، اجرا کردن، بازى کردن، نمایش دادن، ایفا کردن

۸

rack up

بازى کردن، حساب کردن