فرهنگ آریان‌پور

کردن - باردار -

#۱۵۶٬۹۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

inseminate

پاشیدن، کاشتن، افشاندن، تلقیح کردن، آبستن کردن، باردار کردن