واژههای فارسی←کردن - باردار -فرهنگ آریانپورکردن - باردار -#۱۵۶٬۹۲۲شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱inseminateپاشیدن، کاشتن، افشاندن، تلقیح کردن، آبستن کردن، باردار کردنواژههای نزدیک در الفباکربنی سازیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربنی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربوهیدراتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربیدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربید سیلیکنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر