فرهنگ آریان‌پور

کردن - باد -

#۱۵۶٬۹۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

bag

کیسه، کیف، جوال، ساک، خورجین، چنته، باد کردن، متورم شدن، ربودن

۲

brag

لاف زدن، بالیدن، فخر کردن، با تکبر راه رفتن، باد کردن، لاف، مباهات، رجز خواندن

۳

fill

پر کردن، سیر کردن، نسخه پیچیدن، پر شدن، انباشتن، آکندن، باد کردن

۴

bloat

پف کرده، باد کردن، باددار، نفخ

۵

bulge

برآمدگى، شکم، تحدب، ورم، بالا رفتگى، صعود، متورم شدن، باد کردن

۶

heave

(past: heaved, hove ; past participle: heaved, hove) ـ بلند کردن، کشیدن، بزرگ کردن، جابجا کردن، باد کردن، تقلا کردن

۷

fluffy

کرکى، نرم، پرمانند، پرزدار، باد کردن، پف کردن

۸

distend

باد کردن، بزرگ کردن، متورم شدن

۹

intumesce

بالا آمدن، باد کردن، آماس کردن، پف کردن