فرهنگ آریانپور
کردن - ائتلاف -
#۱۵۶٬۹۱۵
pool
تصحیلات اشتراکى، منبع، مخزن، استخر، آبگیر، حوض، برکه، چاله آب، کولاب، ائتلاف چند شرکت با یک دیگر، ائتلاف، عده کارمند آماده براى انجام امرى، دسته زبده و کار آزموده، ائتلاف کردن، سرمایه گذارى مشترک و مساوى کردن، شریک شدن، با هم اتحاد کردن
coalesce
ائتلاف کردن، به هم آمیختن، یکى شدن، منعقد شدن
colligate
بستن، متصل کردن، ائتلاف کردن
federalize
متحدشدن، ائتلاف کردن، فدرال شدن یا کردن