فرهنگ آریان‌پور

کردن - انبار -

#۱۵۶٬۸۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

barn

انبار غله، انبار کاه و جو و کنف و غیره، انبار کردن، طویله

۲

yard

یارد (36 اینچ یا 3 فوت)، محوطه یا میدان، محصور کردن، انبار کردن (در حیاط)، واحد مقیاس طول انگلیسى معادل 0.9144 متر

۳

stash

انبار کردن، ذخیره کردن (در محل مخفى براى آینده)، انباشتن، محبوس کردن، پنهانگاه

۴

stock

ذخیره، حاضر، موجود، دم دست، درانبار، آماده، موجودى کالا، کنده، تنه، ته ساقه، قنداق تفنگ، پایه، دسته ریشه، نیا، سرمایه، مواشى، پیوندگیر، موجودى، مایه، سهام، به موجودى افزودن انبار کردن، ذخیره کردن

۵

store

انباره، انبار کردن، ذخیره کردن، انبار، مخزن، ذخیره، اندوخته، موجودى، مغازه، دکان، فروشگاه، اندوختن

۶

ensile

انبار کردن، سیلو کردن

۷

garner

انبار غله، انبار، انبار کردن، انباشتن، درویدن

۸

imburse

اضافه کردن، افزودن، با ارزش کردن، انبار کردن، در کیسه گذاردن، پرداختن

۹

ware room

(warehouse =) ـ انبار کردن، مخزن، انبار گمرک، انبار کالا، بارخانه