فرهنگ آریانپور
کردن - امساک -
#۱۵۶٬۸۷۱
scrimp
قلیل، اندک، ناچیز، نحیف، تقلیل دادن، امساک کردن، خست کردن
forbear
(past: forbore ; past participle: forborne) ـ احتراز کردن، امساک کردن، خوددارى کردن از، صرف نظر کردن، گذشتن از، اجتناب کردن از، گذشت کردن (forebear =) ـ (معمولاً به صورت جمع) نیا، اجداد، جد اعلى