فرهنگ آریان‌پور

کردن - امر -

#۱۵۶٬۸۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

bid

(past: bid, bade ; past participle: bid, bidden) ـ فرمودن، امر کردن، دعوت کردن، پیشنهاد کردن، توپ زدن، خداحافظى کردن، قیمت خریدرا معلوم کردن، مزایده، پیشنهاد

۲

bidden

(past: bid, bade ; past participle: bid, bidden) ـ فرمودن، امر کردن، دعوت کردن، پیشنهاد کردن، توپ زدن، خداحافظى کردن، قیمت خریدرا معلوم کردن، مزایده، پیشنهاد

۳

direct

مستقیما، سر راست، یکراست، بى درنگ

۴

enjoin

سفارش کردن به، امر کردن، مقرر داشتن، به هم متصل کردن

۵

ordain

ترتیب دادن، مقدر کردن، وضع کردن، امر کردن، فرمان دادن

۶

command

فرمان، فرمایش، سرکردگى، فرماندهى، فرمان دادن، حکم کردن، امر کردن

۷

dictate

دیکته کردن، با صداى بلند خواندن، امر کردن