فرهنگ آریانپور
کردن - الصاق -
#۱۵۶٬۸۵۶
stick
(past: stuck ; past participle: stuck) ـ چسبیدن، فرورفتن، گیر کردن، گیر افتادن، سوراخ کردن، نصب کردن، الصاق کردن، چوب، عصا، چماق، وضع، چسبندگى، چسبناک، الصاق، تاخیر، پیچ درکار، تحمل کردن، چسباندن، تردید کردن، وقفه
attach
الصاق کردن، بستن، پیوستن، پیوست کردن، ضمیمه کردن، چسباندن، نسبت دادن، گذاشتن، (حقوق) ضبط کردن، توقیف شدن، دلبسته شدن