فرهنگ آریانپور
کردن - اغوا -
#۱۵۶٬۸۳۲
lure
وسیله تطمیع، طعمه یا چیز جالبى که سبب عطف توجه دیگرى شود، گول زنک، فریب، تطمیع، به وسیله تطمیع به دام انداختن، به طمع طعمه یا سودى گرفتار کردن، فریفتن، اغوا کردن
wile
حیله، فریب، خدعه، تزویر، مکر، تلبیس، به طمع انداختن، فریفتن، اغوا کردن
crimp
چین، طره، جعد موى، مانع، چروکیدن، چین چین و موجدار کردن، پیچش و انقباض عضله درخواب، اغوا کردن، گول
tempt
اغوا کردن، فریفتن، دچار وسوسه کردن
entice
فریفتن، اغوا کردن، تطمیع، به دام کشیدن، جلب کردن
induce
القاء کردن، وادار کردن، اغوا کردن، غالب آمدن بر، استنتاج کردن، تحریک شدن، تهییج شدن
seduce
اغوا کردن، گمراه کردن، از راه به در کردن، فریفتن