فرهنگ آریان‌پور

کردن - اعزام -

#۱۵۶٬۸۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

detach

جدا کردن، سوا کردن، اعزام کردن

۲

dispatch

اعزام کردن، اعزام، توزیع امکانات، گسیل، گسیل داشتن، گسیل کردن، اعزام داشتن، روانه کردن، فرستادن، مخابره کردن، ارسال، انجام سریع، کشتن، شتاب، پیغام

۳

send out

صادر کردن، فرستادن، اعزام کردن، اعزام