فرهنگ آریانپور
کردن - اعتراض -
#۱۵۶٬۸۱۵
fuss
هایهوى، سر و صدا، نق نق زدن، آشوب، نزاع، هایهو کردن، ایراد گرفتن، خرده گیرى کردن، اعتراض کردن
appose
مورد سوال واقع شدن، مورد انتقاد و ایراد قرار گرفتن، رسیدگى کردن، مقاومت کردن، اعتراض کردن (بر)
except
مستثنى کردن، مشمول نکردن، اعتراض کردن جز، بجز، مگر، به استثناى، غیر از، سواى
impugn
رد کردن، اعتراض کردن (به)، تکذیب کردن، عیب جویى کردن، مورد اعتراض قرار دادن
object
مقصود، شییء، چیز، شیى، موضوع، منظره، هدف، مفعول، کالا، اعتراض کردن، مخالفت کردن
obtest
التماس کردن، بشهادت طلبیدن، اعتراض کردن
squawk
جیغ ناگهانى زدن، اعتراض کردن، غرولند کردن، صداى اردک درآوردن، قدقد کردن، جیغ، فریاد
fulminate
(م.ک.) رعد و برق زدن، غریدن، منفجر شدن، محترق شدن، با تهدید سخن گفتن، داد و بیداد راه انداختن، اعتراض کردن
animadvert
خرده گرفتن، اعتراض کردن، متوجه شدن، تعیین تقصیر و مجازات (به وسیله ى دادگاه) نمودن