فرهنگ آریان‌پور

کردن - اظهار -

#۱۵۶٬۸۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

swan

(جانور شناسى) قو، دجاجه، متعجب شدن، پرسه زدن، اظهار کردن

۲

froth

کف، سرجوش، (مجازى) یاوه، سخن پوچ، کف کردن، بکف آوردن، اظهار کردن، نمایاندن، صدا زدن

۳

state

حالت، کشور، ایالت، توضیح دادن، جزء به جزء شرح دادن، اظهار داشتن، اظهار کردن، تعیین کردن، حال، چگونگى، کیفیت، دولت، استان، ملت، جمهورى، کشورى، دولتى state ـ (47)

۴

affirm

اظهار کردن، به طور قطع گفتن، تصدیق کردن، اثبات کردن، تصریح کردن، شهادت دادن

۵

allude

اشاره کردن، اظهار کردن، گریز زدن به

۶

enouce

ادا کردن، تلفظ کردن، اظهار کردن، بیان کردن، بصراحت گفتن، اعلام کردن

۷

import

وارد کردن، به کشور آوردن، اظهار کردن، دخل داشتن به، تاثیر کردن در، با پیروزى به دست آمدن، تسخیر کردن، اهمیت داشتن، کالاى رسیده، کالاى وارده، (در جمع) واردات

۸

declare

اظهار داشتن، گفتن، اعلام کردن، اعلان کردن، اظهار کردن، شناساندن

۹

profess

ادعا کردن، اظهار کردن، تدریس کردن، ابراز ایمان کردن