فرهنگ آریانپور
کردن - اشنا -
#۱۵۶٬۸۰۲
induct
فهمیدن، درک کردن، استنباط کردن، وارد کردن، گماشتن بر، آشنا کردن، القاء کردن
accustom
عادت دادن، آشنا کردن، آشنا شدن، معتاد ساختن، معتاد شدن، عادت، خو گرفتن، انس گرفتن
acquaint
آشنا کردن، آگاه کردن، مسبوق کردن، مطلع کردن
affiliate
مربوط ساختن، پیوستن، آشنا کردن، در میان خود پذیرفتن، به فرزندى پذیرفتن، مربوط، وابسته
introduce
معرفى کردن، معمول کردن، نشان دادن، باب کردن، مرسوم کردن، آشنا کردن، مطرح کردن
familiarize
آشنا کردن، آشنا ساختن، خو دادن، عادت دادن، معلوم کردن، خودمانى کردن
familiarization
آشنا کردن