فرهنگ آریانپور
کردن - اشکار -
#۱۵۶٬۸۰۰
air
هوا، هر چیز شبیه هوا (گاز، بخار)، باد، نسیم، جریان هوا، نفس، شهیق، استنشاق، (مجازى) نما، سیما، آوازه، آواز، آهنگ، بادخور کردن، آشکار کردن
bare
به طور عریان، با اشکال
light
به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى
quarry
لاشه شکار، شکار، صید، توده انباشته، شیشه الماسى چهارگوش، آشکار کردن، معدن سنگ
reveal
آشکار کردن، فاش کردن، معلوم کردن
display
نمایش، نمایش دادن، نمایاندن، نشان دادن، ابراز کردن، آشکار کردن، تظاهر، جلوه
uncover
برهنه کردن، آشکار کردن، کشف کردن
announce
آگهى دادن، اعلان کردن، اخطار کردن، خبر دادن، انتشار دادن، آشکار کردن، مدرک دادن
disclose
فاش کردن، باز کردن، آشکار کردن