فرهنگ آریان‌پور

کردن - اشباع -

#۱۵۶٬۷۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

glut

پر کردن، اشباء کردن، پر خوردن، پرخورى، پرى، عرضه بیش از تقاضا، (پزشکى) زیادى خون، اشباع، پاره آجر، سیر کردن، اشباع کردن، با حرص و ولع خوردن

۲

imbue

خوب رنگ گرفتن، خوب نفوذ کردن، رسوخ کردن در، آغشتن، اشباع کردن، ملهم کردن

۳

steep

سرازیر، تند، سراشیب، گزاف، فرو کردن (در مایع)، خیساندن، اشباع کردن، شیب دادن، مایع (جهت خیساندن)

۴

imbibe

نوشیدن، اشباع کردن، جذب کردن، خیساندن، تحلیل بردن، فرو بردن، در کشیدن

۵

imbrue

آغشتن، آلوده کردن، تر کردن، خیساندن، مرطوب کردن، اشباع کردن، جذب کردن

۶

ingraft

رنگ زدن، رنگ ثابت زدن، (مجازى) اسقاء کردن، اشباع کردن، در جسم چیزى فرو کردن، در ذهن جانشین کردن

۷

inundate

سیل زده کردن، از آب پوشانیدن، زیر سیل پوشاندن، اشباع کردن

۸

impregnate

آبستن کردن، لقاح کردن، اشباع کردن

۹

indoctrinate

آموختن، تلقین کردن، آغشتن، اشباع کردن، تعالیم مذهبى یا حزبى را آموختن به