فرهنگ آریان‌پور

کردن - استعمال -

#۱۵۶٬۷۶۲

معنی‌های انگلیسی
۱

use

استعمال کردن، استفاده کردن، به کار بردن، مصرف کردن، به کار انداختن استعمال، استفاده، کاربرد، مصرف، فایده، سودمندى، تمرین، تکرار، ممارست

۲

apply

به کار بستن، درخواست دادن، به کار بردن، به کار زدن، استعمال کردن، اجرا کردن، اعمال کردن، متصل کردن، به هم بستن، درخواست کردن، شامل شدن، قابل اجرا بودن

۳

employ

استعمال کردن، به کار گماشتن، استخدام کردن، مشغول کردن، به کار گرفتن، شغل

۴

handle

گراندن، گذاشتن و برداشتن دستگیره، دسته، قبضه شمشیر، وسیله، لمس، احساس با دست، دست زدن به، به کار بردن، سرو کار داشتن با، رفتار کردن، استعمال کردن، دسته گذاشتن

۵

exercise

ورزش، تمرین، مشق، عمل کردن، استعمال کردن، تمرین دادن، به کار انداختن

۶

exercitation

(exercise =) ـ ورزش، تمرین، مشق، عمل کردن، استعمال کردن، تمرین دادن، به کار انداختن