فرهنگ آریان‌پور

کردن - ازدحام -

#۱۵۶٬۷۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

mob

انبوه مردم، جمعیت، غوغا، ازدحام کردن

۲

crowd

جمعیت، ازدحام، شلوغى، اجتماع، گروه، ازدحام کردن، چپیدن، با زور و فشار پر کردن، انبوه مردم

۳

flock

رمه، گله، گروه، جمعیت، دسته پرندگان، به صورت گله و رمه در آمدن، گرد آمدن، جمع شدن، ازدحام کردن

۴

press

فشار دادن، مطبوعات، ماشین فشار، فشار، ازدحام، جمعیت، ماشین چاپ، مطبعه، جراید، وارد آوردن، فشردن زور دادن، ازدحام کردن، اتو زدن، دستگاه پرس، چاپ

۵

huddle

روى هم ریختن، روى هم انباشتن، ناقص انجام دادن، ازدحام کردن، مخفى کردن، درهم ریختگى، ازدحام، اجتماع افراد یک تیم، کنفرانس مخفیانه

۶

sserry

ازدحام کردن، به هم فشردن، به هم چسبیدن

۷

throng

گروه، جمعیت، ازدحام، هجوم، ازدحام کردن

۸

scrouge

هجوم آوردن، ازدحام کردن

۹

overcrowd

انبوه شدن، بسیار شلوغ کردن، ازدحام کردن