فرهنگ آریانپور
کردن - ازاد -
#۱۵۶٬۷۳۹
ease
آسانى، سهولت، آسودگى، راحت کردن، سبک کردن، آزاد کردن
free
آزاد، مستقل، میدانى، مطلق، اختیارى، مختار، مجانى، رایگان، سخاوتمندانه، روا، مجاز، منفصل، رها، به طور مجانى، آزاد کردن، ترخیص کردن
assert
دفاع کردن از، حمایت کردن، آزاد کردن، اظهار قطعى کردن، ادعا کردن، اثبات کردن
assoil
(ریاضى) اصل تغییر نکردنى، مجموع یا حاصل ضرب، بخشیدن، تبرئه کردن، مغفرت کردن، روسفید کردن، آزاد کردن، مرخص کردن، حل کردن، رفع کردن، رد کردن، تکذیب کردن، پاک کردن، خالى کردن، تقاص پس دادن
deliver
آزاد کردن، نجات دادن، تحویل دادن، ایراد کردن (نطق و غیره)، رستگار کردن
extricate
رها کردن، خلاصى بخشیدن، آزاد کردن
deallocate
بازستادن، آزاد کردن
enfranchise
آزاد کردن، از بندگى رهاندن، معاف کردن، حقوق مدنى اعطا کردن به
extrication
خلاصى، رهایى، آزاد کردن