فرهنگ آریان‌پور

کردن - ارزیابی -

#۱۵۶٬۷۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

aim

دانستن، فرض کردن، ارزیابى کردن، شمردن، رسیدن، نائل شدن (به)، به نتیجه رسیدن، قراول رفتن، قصد داشتن، هدف گیرى کردن، نشانه گرفتن حدس، گمان، جهت، میدان، مراد، راهنمایى، رهبرى، نشان، هدف، مقصد

۲

rate

درچند، نرخ، سرعت، روش، طرز، منوال، نرخ بستن بر، بها گذاشتن بر، بر آورد کردن، شمردن، میزان، ارزیابى کردن

۳

valuate

ارزش چیزى را معین کردن، ارزیابى کردن

۴

appraise

ارزیابى کردن، تقویم کردن، تخمین زدن

۵

evaluate

ارزیابى کردن، تقویم کردن، قیمت کردن، سنجیدن، شماره یا عدد، چیزى را معین کردن

۶

appraisal

ارزیابى، تعیین قیمت، تقویم، ارزیابى کردن، تعیین قیمت کردن، دید زدن