فرهنگ آریانپور
کردن - ارام -
#۱۵۶٬۷۲۵
calm
آرامش، بى سر و صدایى، آسوده، سکوت، آرام، ساکت، ساکن آرام کردن، ساکت کردن، فرو نشاندن
allay
آرام کردن، از شدت چیزى کاستن
becalm
(دریانوردى) از پیشرفت بازداشتن (در اثر فقدان باد)، آرام کردن، تسلى دادن
gentle
نجیب، با تربیت، ملایم، آرام، لطیف، مهربان، آهسته، ملایم کردن، رام کردن، آرام کردن
appease
آرام کردن، ساکت کردن، تسکین دادن، فرو نشاندن، خواباندن، خشنود ساختن
assuage
آرام کردن، تخفیف دادن
acquiesce
تسلیم شدن، تن در دادن، راضى شدن، رضایت دادن، موافقت کردن، آرام کردن
alleviate
سبک کردن، آرام کردن، کم کردن
conciliate
ساکت کردن، آرام کردن، مطالعه کردن، آشتى دادن