فرهنگ آریان‌پور

کردن - اذیت -

#۱۵۶٬۷۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

hurt

(past: hurt ; past participle: hurt) ـ آزار رساندن، آسیب زدن به، آزردن، اذیت کردن، جریحه دار کردن، خسارت رساندن، آسیب، آزار، زیان، صدمه

۲

annoy

دلخور کردن، آزردن، رنجاندن، اذیت کردن، بستوه آوردن، خشمگین کردن، تحریک کردن، مزاحم شدن

۳

chive

(chivvy =) ـ تعقیب کردن، اذیت کردن پیازچه، پیاز کوهى، موسیر اسپانیا

۴

grind

(past: ground ; past participle: ground) ـ کوبیدن، عمل خرد کردن یا آسیاب کردن، سایش، کار یکنواخت، آسیاب کردن، خرد کردن، تیز کردن، سائیدن، اذیت کردن، آسیاب شدن، سخت کار کردن

۵

badger

دستفروش، دوره گرد، خرده فروش، (جانور شناسى) گورکن، خرسک، شغاره (mustelidae) ـ سر به سر گذاشتن، اذیت کردن، آزار کردن

۶

chivvy

(chive =) ـ تعقیب کردن، اذیت کردن

۷

grieve

غمگین کردن، غصه دار کردن، محزون کردن، اذیت کردن، اندوهگین کردن

۸

harass

بستوه آوردن، عاجز کردن، اذیت کردن، (علوم نظامى) حملات پى درپى کردن، خسته کردن

۹

bedevil

داراى روح شیطانى کردن، (مجازى) مسحور کردن، سحر و جادو کردن، اذیت کردن