فرهنگ آریانپور
کردن - ادا -
#۱۵۶٬۷۱۳
utter
مطلق، به حداکثر، باعلى درجه، کاملاً، جمعاً، حداعلى، غیر عادى، ادا کردن، گفتن، فاش کردن، به زبان آوردن
voice
صدا، ادا کردن، واک، صوت، آوا، با صدا بیان کردن
acquit
(حقوق) تبرئه کردن، روسفید کردن، برطرف کردن، ادا کردن، از عهده برآمدن، انجام وظیفه کردن، پرداختن و تصفیه کردن (وام و ادعا)، (حقوق) اداى (دین) نمودن، برائت (ذمه) کردن
enouce
ادا کردن، تلفظ کردن، اظهار کردن، بیان کردن، بصراحت گفتن، اعلام کردن
express
بیان کردن، سریع، اظهار داشتن، ادا کردن، سریع السیر، صریح، روشن، ابراز کردن
innuendo
معنى، مقصود، یعنى، (مجازى) تشریح، شرح، اشاره، تلویحا اشاره کردن، ادا کردن، کنایه
discourse
سخن گفتن، سخنرانى کردن، ادا کردن، مباحثه، قدرت استقلال
pronounce
تلفظ کردن، رسما بیان کردن، ادا کردن