فرهنگ آریان‌پور

کردن - احضار -

#۱۵۶٬۶۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

call

فرا خواندن، فرا خوان، بانگ، صدازدن، ندا، خبر، نامیدن، احضار کردن، خواستن، فریاد، صدا، احضار، دعوت، نامبرى، خواندن اسامى

۲

evoke

احضار کردن، فراخواندن، برگرداندن، بیرون کشیدن

۳

adduse

ذکر کردن، گفتن، آوردن، ایراد کردن، احضار کردن، به گواهى خواستن، استشهاد کردن

۴

invoke

دعا کردن به، طلب کردن، به التماس خواستن، احضار کردن

۵

muster

(ارتش) لیست اسامى، فراخواندن، احضار کردن، جمع آورى کردن، جمع شدن، جمع آورى، اجتماع، آرایش، صف

۶

remand

به بازداشتگاه برگرداندن، احضار کردن، اعاده دادن

۷

repeal

لغو کردن، احضار کردن، احضار، باز گردانى، الغاء، لغو، فسخ

۸

invocate

دعا کردن به، خواستن، استمداد کردن از، احضار کردن، استدعا کردن، دعا خواندن