فرهنگ آریان‌پور

کردن - احاطه -

#۱۵۶٬۶۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

box

جعبه، قوطى، صندوق، اطاقک، جاى ویژه، لژ، توگوشى، سیلى، بوکس مشت زدن، بوکس بازى کردن، سیلى زدن، درجعبه محصور کردن، (غالباً با out یا in) احاطه کردن، درقاب یا چهار چوب گذاشتن

۲

beset

(past: beset ; past participle: beset) ـ احاطه کردن، مزین کردن، حمله کردن بر، بستوه آوردن، عاجز کردن

۳

circle

دایره، محیط دایره، محفل، حوزه، قلمرو، دورزدن، مدور ساختن، دور (چیزى را) گرفتن، احاطه کردن

۴

corral

آغل، جاى اسب و گله، دفاعى که از واگن و عرابه مى سازند، حصار درست کردن، احاطه کردن

۵

beseige

محاصره کردن، احاطه کردن، فراگرفتن

۶

circuit

(حقوق) حوزه قضایى یک قاضى، دور، دوره، گردش، جریان، حوزه، مدار، اتحادیه، کنفرانس، دورچیزى گشتن، درمدارى سفر کردن، احاطه کردن

۷

cincture

کمربند، احاطه، حلقه، محوطه، احاطه کردن، کمر چیزى را بستن

۸

beleaguer

محاصره کردن، احاطه کردن

۹

encompass

دور گرفتن، احاطه کردن، حلقه زدن، دارا بودن، شامل بودن، دربرگرفتن، محاصره کردن