فرهنگ آریان‌پور

کردن - اب -

#۱۵۶٬۶۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

flux

سیلان، ریزش، سیل، سرعت جریان، گداختگى، گداز، تغییرات پى درپى، اسهال، خون ریزش، جارى شدن، گداختن، آب کردن، شار

۲

liquate

گداختن، آب کردن، ذوب کردن، قال کردن

۳

dissolve

آب کردن، حل کردن، گداختن، فسخ کردن، منحل کردن

۴

unfreeze

(past: unfroze ; past participle: unfrozen) ـ آب کردن، یخ را ذوب کردن