فرهنگ آریانپور
کرخ
#۱۵۶٬۵۹۸
numb
کرخ، بى حس، کرخت، بى حس یا کرخت کردن
numbing
کرخ، بى حس، کرخت، بى حس یا کرخت کردن
benumb
بى حس کردن، بى قدرت کردن، کشتن (قدرت فکر و آرزو و احساس)، کرخ کردن
dull
کند، راکد، کودن، گرفته، متاثر، کند کردن
asleep
خواب، خفته، خوابیده
leaden
سربى، مانند سرب، سربى رنگ، کند
unfeeling
بى عاطفه، سنگدل، بى حس، فاقد احساسات