کرانه
#۱۵۶٬۴۵۴
littoral
کرانه اى، ساحل، کرانه، ناحیه ساحلى، دریا کنارى
mete
خط مرزى، کرانه، سنگ مرزى، سرحد، پیمانه اندازه گرفتن، پیمودن، دادن، سهم دادن
sand
ماسه، شن، ریگ، شن کرانه دریا، شن پاشیدن، سنباده زدن، شن مال یا ریگ مال کردن
shore
کنار دریا، لب (در یا)، کرانه، ساحل، بساحل رفتن، فرود آمدن، ترساندن
strand
کنار دریا، کنار رود، کرانه، بندرگاه، رشته، لا، لایه، رودخانه، مجرا، مسیر، رسیدن، بصخره خوردن کشتى، تنها گذاشتن، گیر افتادن، متروک ماندن، به هم بافتن و به صورت طناب درآوردن
boundary
مرز، خط سرحدى، کرانه، کرانى
edge
کنار، لبه، نبش، کناره، تیزى، برندگى داراى لبه تیز کردن، تحریک کردن، کم کم پیش رفتن، اریب وار پیش رفتن
beach
ساحل، شن زار، کنار دریا، رنگ شنى، بگل نشستن کشتى
coast
ساحل، دریاکنار، سریدن، سرازیر رفتن
front
جلو، پیش، صف پیش، نما، طرز برخورد، جلودار، منادى، جبهه جنگ، به طرف جلو، رو کردن به، مواجه شده با، رو به روى هم قرار دادن، مقدمه نوشتن بر، در صف جلو قرار گرفتن
seacoast
ساحل دریا، دریا کنار
seashore
ساحل دریا waterfront waterside