فرهنگ آریان‌پور

کرانه

#۱۵۶٬۴۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

littoral

کرانه اى، ساحل، کرانه، ناحیه ساحلى، دریا کنارى

۲

mete

خط مرزى، کرانه، سنگ مرزى، سرحد، پیمانه اندازه گرفتن، پیمودن، دادن، سهم دادن

۳

sand

ماسه، شن، ریگ، شن کرانه دریا، شن پاشیدن، سنباده زدن، شن مال یا ریگ مال کردن

۴

shore

کنار دریا، لب (در یا)، کرانه، ساحل، بساحل رفتن، فرود آمدن، ترساندن

۵

strand

کنار دریا، کنار رود، کرانه، بندرگاه، رشته، لا، لایه، رودخانه، مجرا، مسیر، رسیدن، بصخره خوردن کشتى، تنها گذاشتن، گیر افتادن، متروک ماندن، به هم بافتن و به صورت طناب درآوردن

۶

boundary

مرز، خط سرحدى، کرانه، کرانى

۷

edge

کنار، لبه، نبش، کناره، تیزى، برندگى داراى لبه تیز کردن، تحریک کردن، کم کم پیش رفتن، اریب وار پیش رفتن

۸

beach

ساحل، شن زار، کنار دریا، رنگ شنى، بگل نشستن کشتى

۹

coast

ساحل، دریاکنار، سریدن، سرازیر رفتن

۱۰

front

جلو، پیش، صف پیش، نما، طرز برخورد، جلودار، منادى، جبهه جنگ، به طرف جلو، رو کردن به، مواجه شده با، رو به روى هم قرار دادن، مقدمه نوشتن بر، در صف جلو قرار گرفتن

۱۱

seacoast

ساحل دریا، دریا کنار

۱۲

seashore

ساحل دریا waterfront waterside