فرهنگ آریان‌پور

کرامندی

#۱۵۶٬۴۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

import

وارد کردن، به کشور آوردن، اظهار کردن، دخل داشتن به، تاثیر کردن در، با پیروزى به دست آمدن، تسخیر کردن، اهمیت داشتن، کالاى رسیده، کالاى وارده، (در جمع) واردات

۲

moment

لحظه، دم، آن، هنگام، زمان، اهمیت

۳

importance

اهمیت، قدر، اعتبار، نفوذ، شان، تقاضا، ابرام

۴

consequence

نتیجه، نتیجه منطقى، اثر، برآمد، دست آورد، پى آمد