فرهنگ آریانپور
کذب
#۱۵۶٬۳۹۳
falsehood
کذب، دروغ، سخن دروغ
lie
(past: lay ; past participle: lain) ـ دروغ گفتن، سخن نادرست گفتن، دروغ، کذب دراز کشیدن، خوابیدن، افتادن، ماندن، واقع شدن، قرار گرفتن، موقتا ماندن، وضع، موقعیت، چگونگى
False
دروغ، کذب، کاذبانه، مصنوعى، دروغگو، ساختگى، نادرست، غلط، قلابى، بدل
untruth
(untruthful =) ـ خلاف حقیقت، کذب، ناراستى، سقم، خیانت
mendacity
دروغگویى، کذب
tale
افسانه، داستان، قصه، حکایت، شرح، چغلى، خبرکشى، جمع، حساب
story
حکایت، داستان، نقل، روایت، گزارش، شرح، طبقه، اشکوب، داستان گفتن، به صورت داستان در آوردن
untrue
دروغ، ناراستین، نادرست، خائن، خلاف واقع، غیر واقعى، بیوفا
leasing
اجاره، کرایه، اجاره نامه، اجاره دادن، کرایه کردن، اجاره کردن lease
falsity
دروغ، سقم، نادرستى، تقلب، خیانت
fabrication
ساخت