امتیاز
#۱۵٬۶۳۵
priviege
امتیاز، حق ویژه
privilege
امتیاز، رجحان، مزیت، حق ویژه، امتیاز مخصوصى اعطا کردن، بخشیدن
pas
حق تقدم، امتیاز، گام رقص، رقص
plus
باضافه، امتیاز، بعلاوه، افزودن به، مثبت، اضافى
franc
فرانک (واحد پول)، امتیاز، حق مخصوص، حق انتخاب، حق راى
grant
اهداء، بخشش، عطا، امتیاز، اجازه واگذارى رسمى، کمک هزینه تحصیلى، دادن، بخشیدن، اعطا کردن، تصدیق کردن، مسلم گرفتن، موافقت کردن
score
نشان، حساب، چوب خط، نمره، مارک، نمره امتحان، با چوب خط حساب کردن، علامت گذاردن، حساب کردن، به حساب آوردن، تحقیر کردن، ثبت کردن، (در مسابقه) پوان آوردن، امتیاز، امتیاز گرفتن، حساب امتیازات
indult
جواز، پروانه، اجازه نامه، امتیاز، فتوا
charter
فرمان، امتیاز، منشور، اجازه نامه، دربست کرایه دادن، پروانه دادن، امتیازنامه صادر کردن
franchise
(free , enfranchise =) ـ امتیاز، حق انتخاب، آزاد کردن، حق راى دادن
concession
اعطاء، امتیاز، امتیاز انحصارى
precedence
(precedency =) ـ پیشى، اولویت، حق تقدم، امتیاز، سابقه، تقدم، برترى
precedency
(precedence =) ـ پیشى، اولویت، حق تقدم، امتیاز، سابقه
prominence
برجستگى، امتیاز، پیشامدگى، برترى
distinction
تمیز، فرق، امتیاز، برترى، ترجیح، رجحان، تشخیص
prerogative
حق ویژه، امتیاز مخصوص، حق ارثى، امتیاز
upper hand
آقایى، اربابى، امتیاز، برترى، دست بالا