فرهنگ آریان‌پور

کدر کردن

#۱۵۶٬۳۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

tarnish

تیره کردن، کدر کردن، لکه دار کردن

۲

mat

بوریا، حصیر، کفش پاک کن، پادرى، زیر بشقابى، زیر گلدانى، بوریا پوش کردن، با حصیر پوشاندن، درهم گیر کردن

۳

blur

لکه، تیرگى، منظره مه آلود، لک کردن، تیره کردن، محو کردن، نامشخص به نظر آمدن

۴

roil

آشفته کردن، مخلوط کردن، سرگردان شدن، دنبال هم دویدن، با جیغ و داد بازى کردن

۵

dull

کند، راکد، کودن، گرفته، متاثر، کند کردن

۶

cloud

ابر، توده ابر و مه، توده انبوه، تیره و گرفته، ابرى شدن، سایه افکن شدن

۷

obscure

تیره، تار، محو، مبهم، نامفهوم، گمنام، تیره کردن، تاریک کردن، مبهم کردن، گمنام کردن