فرهنگ آریان‌پور

کجی

#۱۵۶٬۲۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

skew

کجى، انحراف، اریبى، منحرف، کج نگاه کردن، کج حرکت کردن، کج یا اریب گذاردن، تحریف کردن، نامتوازن، اریب

۲

tilt

کجى، کج کردن کج شدن، کج شدن، یک ور شدن، کج کردن، دراهتزاز بودن، در نوسان بودن، شیب داشتن، مسابقه نیزه سوارى، شمشیر بازى سواره درقرون وسطى، زدوخورد، منازعه، برخورد، سرعت، شتاب، پرتاب، شیب، سرازیرى، تمایل، یک ورى بودن واژه هاى شامل

۳

hade

(زیست شناسى) میل، کجى، شیب تمام، تمایل پیدا کردن

۴

list

فهرست، صورت، جدول، سجاف، کنار، شیار، نرده، میدان نبرد، تمایل، کجى، میل، در فهرست وارد کردن، فهرست کردن، در لیست ثبت کردن، شیار کردن، آماده کردن، خوش آمدن، دوست داشتن، کج کردن، سیاهه

۵

slope

شیب، سرازیرى، شیب دار، زمین سراشیب، سربالایى، کجى، انحراف، سراشیب کردن، سرازیر شدن

۶

clubfoot

(پزشکى) پاى کوتاه و کج به طور مادرزادى، کجى، پیچیدگى، کج پا، پاچنبرى

۷

flection

(flexion =) ـ خمیدگى، کجى، خم سازى، انحناء، تصریف

۸

obliquity

انحراف اخلاقى، گمراهى، کجى

۹

curvature

پیچش، کجى، خمیدگى، انحناء، مقدار انحناء، انحنا

۱۰

inflection

(inflexion =) ـ خم سازى، خمیدگى، انعطاف، انحناء، صرف فعل، کجى

۱۱

deformation

دگردیسى، زشتى، کجى، عیب

۱۲

hull

پوست، قشر، پوست میوه یا بقولات، کلبه، خانه رعیتى، تنه کشتى، لاشه کشتى، پوست کندن، ولگردى کردن

۱۳

nacre

(جانور شناسى) صدف مروارید، مروارید

۱۴

shell

پوست، قشر، صدف حلزون، کاسه یا لاک محافظ جانور (مثل کاسه لاک پشت)، عامل محافظ حفاظ، جلد، پوست فندق و غیره، کالبد، بدنه ساختمان، گلوله توپ، پوکه فشنگ، قشر زمین، سبوس گیرى کردن، پوست کندن از، مغز میوه را درآوردن (از پوست) ـ

۱۵

leaning

(past: leaned, leant ; past participle: leaned, leant) ـ تکیه کردن، تکیه زدن، پشت دادن، کج شدن، خم شدن، پشت گرمى داشتن، متکى شدن، تکیه دادن به طرف، تمایل داشتن، لاغر، نزار، نحیف، اندک، ضعیف، کم سود، بیحاصل lean

۱۶

nacreous

صدفى