فرهنگ آریانپور
امتناع کردن
#۱۵٬۶۲۷
abstain
خوددارى کردن (از)، پرهیز کردن (از)، امتناع کردن (از)
refuse
سرباز زدن، رد کردن، نپذیرفتن، قبول نکردن، مضایقه تفاله کردن، فضولات، آشغال، آدم بیکاره
withhold
(past: withheld ; past participle: withheld) ـ دریغ داشتن، مضایقه داشتن، خوددارى کردن، منع کردن، نگاه داشتن