فرهنگ آریان‌پور

کج و معوج شدن

#۱۵۶٬۲۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

warp

تار (در مقابل پود)، ریسمان، پیچ و تاب، تاب دار کردن، منحرف کردن، تاب برداشتن