فرهنگ آریان‌پور

کج و معوج

#۱۵۶٬۲۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

zigzag

جناغى، منشارى، شکسته، کج و معوج، داراى پیچ و خم کردن، منکسر کردن

۲

wry

کج، معوج شده، کنایه آمیز، چرخیدن، پیچ خوردن، خم کردن، دهن کجى کردن، به اطراف چرخاندن، اریب شدن

۳

crooked

ناراست، کج، نادرست