فرهنگ آریان‌پور

کج

#۱۵۶٬۱۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

acock

کج، یک ور، به طور کج

۲

crump

کج، منحنى، خم کردن، پیچیده، چین دار، داراى چین و چروک

۳

floss

کج، کژ، ابریشم خام، نخاله ابریشم

۴

curved

کج، کج شده، منظنى، خمیده، منحنى

۵

circumflex

کج، خم، خمیده

۶

awry

منحرف، غلط، کج، چپ چپ، بدشکل، به طور مایل، زشت

۷

askew

با گوشه ى چشم، کج، چپ چپ، اریب وار

۸

bandy

رد و بدل کردن، این سو و آن سو پرت کردن، بحث کردن، چوگان سر کج، چوگان بازى، کج، چنبرى

۹

gauche

خام دست، چپ دست، ناشى، کج، مایل

۱۰

askance

چپ چپ، کج، از گوشه ى چشم، (مجازى) با چشم حقارت، با نگاه رشگ آمیز، از روى سوء ظن

۱۱

crooked

ناراست، کج، نادرست

۱۲

devious

بى راهه، کج، غیر مستقیم، منحرف، گمراه

۱۳

indirect

غیر مستقیم، پیچیده، غیر سر راست، کج

۱۴

catercorner

به طور مورب، کج

۱۵

left hand

واقع در دست چپ، دست چپى، کج، دست چپ