فرهنگ آریانپور
کج
#۱۵۶٬۱۸۶
acock
کج، یک ور، به طور کج
crump
کج، منحنى، خم کردن، پیچیده، چین دار، داراى چین و چروک
floss
کج، کژ، ابریشم خام، نخاله ابریشم
curved
کج، کج شده، منظنى، خمیده، منحنى
circumflex
کج، خم، خمیده
awry
منحرف، غلط، کج، چپ چپ، بدشکل، به طور مایل، زشت
askew
با گوشه ى چشم، کج، چپ چپ، اریب وار
bandy
رد و بدل کردن، این سو و آن سو پرت کردن، بحث کردن، چوگان سر کج، چوگان بازى، کج، چنبرى
gauche
خام دست، چپ دست، ناشى، کج، مایل
askance
چپ چپ، کج، از گوشه ى چشم، (مجازى) با چشم حقارت، با نگاه رشگ آمیز، از روى سوء ظن
crooked
ناراست، کج، نادرست
devious
بى راهه، کج، غیر مستقیم، منحرف، گمراه
indirect
غیر مستقیم، پیچیده، غیر سر راست، کج
catercorner
به طور مورب، کج
left hand
واقع در دست چپ، دست چپى، کج، دست چپ