فرهنگ آریان‌پور

کثیف

#۱۵۶٬۱۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

mussy

کثیف، به هم خورده خودمانی‌ grungy

۲

nasty

کثیف، نامطبوع، زننده، تند و زننده، کریه

۳

grimy

کثیف، سیاه

۴

lousy

شپشو، کثیف، چرکین، اکبیرى، نکبت، پست scroungy scuzzy بسیار

۵

dirty

چرکین، چرک، کثیف، (مجازى) زشت، کثیف کردن

۶

messy

آشفته، به هم خورده، کثیف، شلوغ، شلوغ کار

۷

draggy

گلى، کثیف، ژولیده

۸

filthy

چرکین، کثیف، پلید

۹

grubby

کرم خورده، کرمو، کثیف، شلخته

۱۰

impure

ناخالص، ژیژ، ناپاک، چرک، کثیف، ناصاف، نادرست

۱۱

bedraggled

خیس کردن، روى زمین کشیدن و چرک کردن، کثیف کردن