فرهنگ آریان‌پور

کثیر

#۱۵۶٬۱۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

multitudinous

کثیر، بیشمار، انبوه

۲

numerous

بیشمار، بسیار، زیاد، بزرگ، پرجمعیت، کثیر

۳

great

زیاد، بسیار، خیلى، با شرافت، از روى بزرگى، از روى بزرگ منشى

۴

goodly

خوب، نیکو، نیک، پسندیده، خوش، مهربان، سودمند، مفید، شایسته، قابل، پاک، معتبر، صحیح، ممتاز، ارجمند، کامیابى، خیر، سود، مال التجاره، مال منقول، محموله good

۵

legion

لژیون، سپاه رومى، هنگ، گروه

۶

scores

نشان، حساب، چوب خط، نمره، مارک، نمره امتحان، با چوب خط حساب کردن، علامت گذاردن، حساب کردن، به حساب آوردن، تحقیر کردن، ثبت کردن، (در مسابقه) پوان آوردن، امتیاز، امتیاز گرفتن، حساب امتیازات score