فرهنگ آریانپور
کثافت
#۱۵۶٬۱۲۹
guck
کثافت، چرک
dirt
چرک، کثافت، لکه، خاک
mire
گل و شل، باتلاق، کثافت، لجن، گرفتارى، در منجلاب فرو بردن، در گل فرو بردن یا رفتن
addle
چرکى، باطلاق، کثافت، (مجازى) سختى، گرفتارى، آدم بى کله، گندیده، فاسد ضایع کردن، فاسد کردن، ضایع شدن، فاسد شدن، رسیدن، عمل آمدن، گیج کردن، خرف کردن
filth
چرک، کثافت، پلیدى، آلودگى، (مجازى) هرزه
sully
آلوده شدن، لکه دار کردن، کثافت، آلودگى dirtiness grubbiness
smirch
لکه، کثافت، ننگ، لکه دار کردن
smooch
بوسیدن و عشق بازى کردن، بوس و کنار، لکه، کثافت
slubber
لجن، کثافت، نخ نیم تاب، سرهم بندى کردن، کثیف کردن، لک کردن
soilure
چرک، کثافت، لکه، آلوده سازى
impurity
ناخالصى، ناپاکى، آلودگى، کثافت
pollution
لوث، آلودگى، کثافت، ناپاکى
contamination
آلایش، آلودگى، کثافت، عدم خلوص، ناپاکى
crud
شیر دلمه، شیر بسته شده