فرهنگ آریان‌پور

کتک مفصل زدن

#۱۵۶٬۱۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

tan

دباغى کردن، به رنگ قهوه اى و سبزه درآوردن، با حمام آفتاب پوست بدن را قهوه اى کردن، برنزه، مازوى دباغى، پوست مازو، مازویى، قهوه اى مایل به زرد خودمانی‌

۲

baste

چرب کردن (گوشت کباب)، نم زدن، (در گویش) شلاق زدن، زخم زبان زدن، کوک موقتى (بلباس)

۳

shellac

(shellack =) ـ لاک مخصوص لاک و الکل، بالاک جلا دادن، شکست مفتضحانه خوردن یا دادن