اتاقک
#۱٬۵۶۱
module
پیمانه، واحد، اندازه گیرى، حدود، حوزه، گنجایش، طرح، نقشه کوچک، واحد اندازره گیرى، مقیاس مدل، نمونه، قسمتى از سفینه فضایى، اتاقک
box
جعبه، قوطى، صندوق، اطاقک، جاى ویژه، لژ، توگوشى، سیلى، بوکس مشت زدن، بوکس بازى کردن، سیلى زدن، درجعبه محصور کردن، (غالباً با out یا in) احاطه کردن، درقاب یا چهار چوب گذاشتن
shed
(past: shed ; past participle: shed) ـ ریختن، انداختن افشاندن، افکندن، خون جارى ساختن، جارى ساختن، پوست انداختن، پوست ریختن، برگ ریزان کردن، کپر، آلونک
cabin
اتاق کوچک، خوابگاه (کشتى)، کلبه، کابین cabin در اصطبل های بزرگ
stall
جاى ایستادن اسب در طویله، آخور، غرفه، دکه چوبى کوچک، بساط، صندلى، لژ، جایگاه ویژه، به آخور بستن، از حرکت بازداشتن، ماندن، ممانعت کردن، قصور ورزیدن، دور سر گرداندن، طفره، طفره زدن
booth
اطاقک، پاسگاه یادکه موقتى، غرفه، جاى ویژه
closet
صندوق خانه، پستو، گنجه، خصوصى، مخفى، پنهان کردن، نهفتن، منزوى شدن
cubicle
خوابگاه (جداگانه)، اطاقک
bulkhead
تیغه، دیوار، تاق نما، تاقک
cubbyhole
محوطه کوچک و محصور، لانه کبوتر
compartment
(در قطار) کوپه، قسمت، تقسیم کردن