فرهنگ آریان‌پور

کتک کاری‌ کردن

#۱۵۶٬۰۹۷

معنی‌های انگلیسی
۱

fight

(past: fought ; past participle: fought) ـ جنگ، نبرد، کارزار، پیکار، زد و خورد، جنگ کردن، نزاع کردن، جنگیدن

۲

struggle

ستیز، کشاکش، تقلا کردن، کوشش کردن، دست و پا کردن، منازعه، کشمکش، تنازع