فرهنگ آریان‌پور

امتحان مقدماتی

#۱۵٬۵۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

pretest

پیش آزمون، امتحان مقدماتى، امتحان مقدماتى به عمل آوردن

۲

preliminary

آستانه اى، اولیه، مقدمات، مقدماتى، ابتدایى، امتحان مقدماتى